جشن هفته ی کتاب
از قضا سرکنگبین صفرا فزود
دیروز جلسه ای در کتابخانه ی عمومی سروآباد- ساعت3 –برگزار گردید با عنوان جشن هفته ی کتاب.البته با حضور تعداد کمی از اعضای کتابخانه .مسئولان اداری – به غیر از سرپرست اداره ی ارشاد -که برای افتتاح و اختتام و ...به روستاهای اطراف رفته بودند در جلسه حضور نداشتند . جوی صمیمی و جالبی داشت. مجری برنامه اشعار زیبایی به زبان های اورامی ،کردی و فارسی خواندند و در ادامه ی برنامه گروه نمایش دونمایش اجرا کردند که هم از نظر موضوع و هم از نظر بازی خوب بود.
موضوع اوّلی درباره ی دیدگاه منفی و برخورد خانواده ها به کتاب و کتابخوانی بود که از این خانواده ها متاسفانه در جامعه زیاد داریم.
برای نمونه امسال دانش آموز خوب و علاقه مندی به نام رزگار در مدرسه داریم که اوایل سال تحصیلی پدرش مخالف تحصیلش بود هر چند فعلاً با شرط و شروط باادامه ی تحصیل فرزندش موافقت کرده است.
موضوع دومی هم تفسیر و تحلیل قانون بود به گونه ای که به نفعمان باشد. ( بانێک و دوو ههوا)
در ادامه من هم از کتاب و کتابخانه گفتم که در مثنوی مولانا داستانی با نام پادشاه و کنیزک وجود دارد.و خلاصه ای از آن را برای حضار ارائه دادم. که هدف از بیان آن مطلب این بود که کسی که کتاب می خواند و از کتابخانه استفاده می کند باید از کتابداران و بانیان آن قدردانی کند اما چون در جامعه کتابخوان کم داریم و برای اینکه بگوییم مردم کتاب بخوانند – نه خودمان - امسال از اعضای فعال تقدیر به عمل آوردند که جای امتنان است .
ای کاش جامعه به جایی می رسید که رفتن به کتابخانه و مطالعه و خرید کتاب هم جزو دغدغه های خانواده ها می شد یا بهتر بگویم مد می شد وکلاس می داشت آنوقت می دیدی که چسان با هم رقابت می کنند.